یادداشت

دغدغه‌های من!

نویسنده: عاطفه شفیعی راد
این آقا فسقلی اولین بچه‌ای هست كه بعد از سال‌ها یعنی بعد از 30سال با او مواجه خواهم شد...
عاطفه شفیعی راد
مدیرهنری مجله همشهری بچه‌ها
مادر آینده

این آقا فسقلی اولین بچه‌ای هست كه بعد از سال‌ها یعنی بعد از 30سال با او مواجه خواهم شد. فقط دو ماه تا دیدنش باقی مانده! بچه‌ی قبل خواهرم بود كه با هم هفت سال تفاوت سنی داشتیم و من مسئولیتش را به عهده داشتم. از پوشك كردن و شیر درست ‌كردن و به مهد كودك و مدرسه بردن. حالا حسابی بزرگ و خانم شده است. اما برای این پسر كوچكم خیلی دغدغه دارم، مدام دارم فكر می‌كنم چه موجودی قرار است به این دنیا بیاید؟! خوش‌خنده است یا اخمالو؟ آرام است یا جیغ جیغو؟ بزرگ‌تر كه شد عاقل و حرف‌گوش‌كن می‌شود یا شیطان و یك‌دنده؟ به چه كارهایی علاقه پیدا خواهد كرد؟ دغدغه‌های من به اندازه‌ی 37 سال سنم بزرگ و بزرگ‌تر شده است!
درس خوان می‌شود؟ چه دوستانی برای خودش پیدا می‌كند؟ حرف‌های بد نزند! مؤدب می‌شود؟ اهل ورزش می‌شود؟ و هزار تا فكر كوچك و بزرگ كه كوچك‌ترهایش را شمردم!
پیش خودم می‌گویم حتماً مادر من هم دل‌نگرانی‌های زیادی داشته، اما تنها كاری كه كرده این بوده كه مثل همه‌ی مادرهای مهربان دنیا نشان داده كه حامیست، مرا در آغوش گرفته، با هم خندیدیم، برایم كتاب خوانده و ... هزار مادرانه‌ی شیرین بی‌تحكم! شرایطی را فراهم كرده كه آرامش داشته باشم، بازی كنم، درس بخوانم، نقاشی كنم و گِل‌بازی كنم، خیالبافی كنم و ... هزار بچگانه‌ی رها! همین مادرانه‌های شیرین از مادر من یك فرشته‌ی خوب برای من ساخته است.
دیروز من و همسرم دو سه تا سی‌دی موسیقی زیبای كلاسیك كه دوباره برای بچه‌ها تنظیم شده، تهیه كردیم تا هر وقت دوست داشت گوش بدهد و لذت ببرد. شاید خوب بودن ما همین قدر می‌تواند ساده باشد. به اندازه‌ی گوش دادن به یك موسیقی خوب!



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code